تبليغاتX
رستگاری با کفش های ولگرد
تکیه بر باد
سايه سنگين يه نام خانوادگي رو سرمه

سنگين از بابت ابهتي كه جماعت عام بهش دادن

هر جا هم برم تا نام خونوادگيمو ميگم تاهفت جد قبل تر از منو ميشناسن

اينجور وقتاس كه حالم به هم ميخوره ..

يادم نمي ياد به خاطر اين نام كارامو را بندازن چون  اجازشو نميدادم

وهم بار سنگين زندگيمو  و هر چي كه هر جا كم اوردم خودم رو دوشم كشيدم

مطمنم از همون بچگي هم بدم مي اومد حس ميكردم از پيش تعريف شده هستم

و اين بيشتر حالمو بد ميكرد....

شايد فكر كني من ديوونه ام ..

مدتهاست دنبال خونه اجاره اي ميگردم...

براي فرار از اين (از پيش تعريف شدن)

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:3  توسط ناهید-م  |