|
تکیه بر باد
|
بالاخره ترم تمام میشود
قصه ما هم تمام میشود
من به خانه میرسم ..
کلاغه نمی رسد .!!!
جلسه آخر ،فارسی انگلیسی میپرسد اگر (pop the question )داشتی چه تصمیمی میگیری؟؟
نمیفهمم ..چرااستاد عارفم فکر میکنه که با یه موجود سرسخت یا تک بعدی سرو کار داره.
دلم برای خودم بیشتر میسوزه ...بهش میگم فکر کنید کسی رو هم کشف کردین بعدش چه اتفاقی
میافته ؟؟
-برای کی؟شما یا من ؟
-برای خودتون!
زل میزند ..لبخند میزند ..سرم را پایین میاندازم .
- سئو الای سنگین فلسفی میپرسی.و از ته کلاس دور میشود .۰۰
و پروژه ام که کمی براش راضی کننده بوده،را توی کلاس دیگر معرفی میکند
.....و دوست عجیب غریبی که پیدا می کنم و انگار حاضر است تحملم کند
یا حتی کار کمی ؟..قانونی هم برات بکنه!!!داریم خطرناک میشیم ...که تمو م نشیم .

هفته پر کاری را پشت سر گذاشته ام ..توبیخ شده ام ...
کمی هم( به به )شنیده ام البته بعد از گند آخری که زده ام.
استاد عارف مان حالم را گرفته ..
اصولا از اینجور آدمها یک اخم کوچک هم برای فهمیدن ..!!کافی به نظر میرسه
چند تا نصیحت انگلیسی که از صدتا فحش هم بدتره ....و قرار پرسش بعدی رو فیکس میکنه
..ومستندم رو به پایان هست .خوش به حال کیارستمی.وهمچنین فرشای قرمز کن ..
با بچه ها تو فکر یه نمایش و انجمن هستیم!!
البته فعلا بهاره در حال عضو گیری هست.
یه بچه کوچولو هم داره از پشت پنچره اتاقم داره تماشام میکنه
باید ببرمش گردش..تا بفهمه من هم /بیهوده /آفریده نشده ام.

همه بچه ها یی که تازه خبردار شده اند smsهای مسخره برام می فرستند
(به اونایی که فیلسوف ترند حتی روم نمیشه بگم و ذوق کنم...
*برای سالگرد ازدواج خواهرم دوباره از این کادوهای مسخره بی مزه میخرم..
(با احترام به تمام اتفاق های ---- دنیا)
*استاد عارف مان بالاخره یه کم تعریف میکند.ومی خند که چرا خودتو لو میدی؟
(و من فکر میکنم شاید اگه درس نخونم بیشتر لو برم)
*اون یکی هم که id داده دوباره میگهkeep in tuch...و روز بعدش سرم داد میزنه که
چرا برگه ات پر از غلط های فاحش و ..و ..ایناست !!!!
*دوستم هم که حوصله کلاس یوگا رو نداره بی ربطانه و بیچاره وار پیشنهاد شنا رو قبول میکنه
دوست جدید تبریزی مان به دادمان میرسه و قول یه استخر رو میده ..
*و ما ..همین طور دستپاچه به زندگی مان ادامه میدهیم .
و البته !!!
هنوز گریه هایمان سر جایش هست سرد و سخت!
گر چه قرار ه سراغ اینترنت نیام، مشقامو بنویسم
و یه مستند کوجولوی ناقابل هم تقدیم *کیارستمی* کنم ..
بله جرات هم میکنم که تقدیم کنم چون مطمئنم هرگز به دستش نخواهد رسید ...